خلاصه کتاب مبانی آینده پژوهی | نکات کلیدی (اثر رستمی و همکاران)

خلاصه کتاب مبانی آینده پژوهی ( نویسنده محسن رستمی، عیسی کشاورز، رضا خجسته )

کتاب «مبانی آینده پژوهی» نوشته محسن رستمی، عیسی کشاورز و رضا خجسته، اثری مهم در زمینه آینده نگری است که به مخاطبان در درک عمیق مفاهیم، نظریه ها، روش ها و کاربردهای آینده پژوهی یاری می رساند. این کتاب به بررسی آینده های ممکن، محتمل و مطلوب می پردازد و ابزاری قدرتمند برای تصمیم گیری آگاهانه در زمان حال فراهم می کند.

خلاصه کتاب مبانی آینده پژوهی | نکات کلیدی (اثر رستمی و همکاران)

آینده پژوهی، این دانش میان رشته ای، امروزه نقشی فزاینده در حیات فردی، سازمانی و اجتماعی ایفا می کند. کتاب حاضر با رویکردی تلفیقی به جهان، ایده هایی نو و کارآمد پیرامون مسائل گوناگون ارائه می دهد. هدف از ارائه این خلاصه، آشنایی سریع و عمیق خوانندگان با ساختار، ایده های اصلی و دستاوردهای محوری این اثر ارزشمند است، تا بدون نیاز به مطالعه کامل کتاب، بتوانند از اطلاعات آن در مطالعات، پژوهش ها یا تصمیم گیری های خود بهره مند شوند. این متن در نظر دارد تا با روایتی صمیمی و جذاب، خواننده را به سفری اکتشافی در دنیای آینده پژوهی دعوت کند و حس همراهی با نویسندگان و ایده هایشان را پدید آورد.

فصل اول: تاریخچه و ضرورت آینده پژوهی – از کجا آغاز شد؟

سفر به دنیای آینده پژوهی با کاوش در ریشه ها و سیر تکامل آن آغاز می شود. این رشته، که امروزه به عنوان یک علم مستقل شناخته می شود، مسیری پرفرازونشیب را طی کرده تا به جایگاه کنونی خود دست یابد. در طول این مسیر، متفکران برجسته ای همچون سهیل عنایت الله، وندل بل و ریچارد اسلاتر هر یک با دیدگاه ها و نظریات خاص خود، به غنای این حوزه افزوده اند.

نگاهی به تاریخچه آینده پژوهی نشان می دهد که دغدغه انسان برای درک و شکل دهی به آینده، موضوعی تازه نیست. از همان دوران باستان، انسان ها با ابزارهای گوناگون سعی در پیش بینی یا تأثیرگذاری بر سرنوشت خود داشته اند. اما آینده پژوهی مدرن، با رویکردی روشمند و علمی، فراتر از پیش گویی صرف عمل می کند. این علم به جای تلاش برای پیش بینی دقیق یک آینده واحد، به شناسایی و تحلیل آینده های مختلف (ممکن، محتمل و مطلوب) می پردازد.

ضرورت آینده پژوهی در عصر حاضر بیش از پیش خود را نمایان ساخته است. دنیای کنونی ما با سرعت سرسام آوری در حال تغییر است. فناوری های نوظهور، تحولات اقلیمی، تغییرات ژئوپلیتیکی و دگرگونی های اجتماعی، همگی بر زندگی فردی و جمعی انسان ها تأثیر می گذارند. در چنین فضایی، توانایی درک، پیش بینی و آمادگی برای مواجهه با این تغییرات، به مهارتی حیاتی تبدیل شده است.

تصمیم گیری های امروز ما، چه در سطح شخصی و چه در سطح کلان سازمانی و دولتی، نتایج و پیامدهایی در آینده خواهند داشت. آینده پژوهی با ارائه تصاویری از آینده و تحلیل سناریوهای مختلف، به ما کمک می کند تا با دیدی بازتر و آگاهانه تر، مسیرهای پیش رو را انتخاب کنیم. به گفته وندل بل، هدف آینده پژوهی نه فقط کشف آینده، بلکه ابداع و پی ریزی آینده ای مطلوب تر است. این دیدگاه، مسئولیت اخلاقی و اجتماعی آینده پژوهان را نیز برجسته می سازد؛ مسئولیتی که نگران رفاه و سعادت انسان ها در آینده است.

فصل دوم: مفاهیم و ابزارهای بنیادین آینده پژوهی – فهم زبان آینده

برای گام نهادن در مسیر آینده پژوهی و درک عمیق تر آن، آشنایی با مفاهیم و ابزارهای بنیادین این حوزه ضروری است. این فصل از کتاب، خواننده را با واژگان و رویکردهای کلیدی آشنا می سازد تا بتواند زبان آینده را بهتر درک کند.

تعریف جامع آینده پژوهی

آینده پژوهی، رشته ای مستقل است که به مطالعه روشمند آینده می پردازد. این علم فراتر از پیش بینی های ساده عمل می کند و بر اساس یک چارچوب تحلیلی، آینده های مختلف را مورد بررسی قرار می دهد. یکی از مهم ترین تعاریف در این زمینه، از وندل بل، متفکر برجسته آینده پژوهی است. از نگاه او، آینده پژوهی، مطالعه منظم آینده با هدف کشف، ابداع، ارائه، آزمون و ارزیابی آینده های ممکن، محتمل و مطلوب است. این سه گانه، سنگ بنای درک آینده پژوهی محسوب می شود:

  • آینده های ممکن (Possible Futures): هر آنچه که می تواند اتفاق بیفتد، صرف نظر از احتمال وقوع آن. این ها قلمروی وسیع تخیل و خلاقیت را در بر می گیرند.
  • آینده های محتمل (Probable Futures): آینده هایی که با توجه به روندها و شواهد کنونی، احتمال وقوع بیشتری دارند.
  • آینده های مطلوب (Preferable Futures): آینده هایی که ما می خواهیم اتفاق بیفتند؛ یعنی آینده هایی که با ارزش ها، آرمان ها و اهداف ما هم سو هستند.

موضوع اصلی مورد مطالعه در آینده پژوهی، چیزی نیست جز همین آینده های گوناگون و عواملی که بر شکل گیری آن ها تأثیر می گذارند. این عوامل می توانند شامل ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فناورانه و زیست محیطی باشند.

فرض های محوری و رویکردها

آینده پژوهان بر اساس مجموعه ای از فرضیات بنیادی عمل می کنند. یکی از مهم ترین این فرضیات، این است که آینده از پیش تعیین شده نیست؛ بلکه می توان آن را شکل داد و بر آن تأثیر گذاشت. آینده نگاری (Foresight)، به عنوان یک رویکرد نوین، فراتر از آینده پژوهی صرف عمل می کند. این رویکرد تنها به درک آینده نمی پردازد، بلکه به سازمان ها و جوامع کمک می کند تا فعالانه برای ساختن آینده ای مطلوب برنامه ریزی کنند و گام بردارند. آینده نگاری بر فرایندهای مشارکتی و تولید دانش جمعی برای شناسایی فرصت ها و چالش های آینده تأکید دارد.

حوزه های تمرکز و کانون های تفکر

مطالعات آینده در ابعاد مکانی و زمانی متفاوتی صورت می پذیرد. آینده پژوهان می توانند بر آینده یک منطقه خاص، یک کشور یا حتی آینده جهانی تمرکز کنند. از نظر زمانی نیز، مطالعات می توانند کوتاه مدت، میان مدت یا بلندمدت باشند. کانون های تفکر (Think Tanks) نقش محوری در این حوزه ایفا می کنند. این نهادها با گردآوری متخصصان از رشته های گوناگون، به تحلیل عمیق مسائل پیچیده می پردازند و خروجی های خود را در قالب گزارش ها و سیاست گذاری ها ارائه می دهند. فعالیت کانون های تفکر، به ویژه در حوزه آینده پژوهی، به تصمیم گیرندگان کمک می کند تا با دیدی جامع تر به مسائل نگاه کنند.

مدیریت آینده و روندهای پیش رو

مدیریت آینده، پلی است میان آینده پژوهی و برنامه ریزی استراتژیک. این حوزه تلاش می کند تا یافته های آینده پژوهی را در فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی سازمان ها و نهادها به کار گیرد. یکی از مفاهیم کلیدی در این زمینه، روند است. روندها، جهت گیری های بلندمدت و پایدار در حوزه های مختلف هستند که می توانند بر آینده تأثیر بگذارند. «فراروندها» (Megatrends) نیز روندهای کلان و جهانی هستند که تأثیرات گسترده و عمیقی بر جوامع و اقتصادها دارند. شناخت و تحلیل این روندها، از جمله روندهای جمعیتی، فناورانه، اقتصادی و اجتماعی، برای برنامه ریزی اثربخش ضروری است.

روش های مبتنی بر تحلیل روند، ابزارهای مهمی را برای آینده پژوهان فراهم می آورند. این روش ها به شناسایی، رصد و تحلیل الگوهای تغییر در طول زمان کمک می کنند و شامل مواردی نظیر تحلیل محتوا، مدل سازی روند و استقراء روند می شوند. انواع روندها نیز می توانند از روندهای آرام و تدریجی گرفته تا روندهای شتابنده و دگرگون کننده متفاوت باشند.

رویدادها و ابرشغل ها

علاوه بر روندها، رویدادها نیز نقش مهمی در شکل دهی آینده دارند. رویدادها می توانند شامل اتفاقات غیرمنتظره و ناگهانی باشند که تأثیرات عظیمی بر مسیر آینده می گذارند. این رویدادها، که گاهی به قوهای سیاه تشبیه می شوند، قابل پیش بینی دقیق نیستند اما آینده پژوهان سعی می کنند با تحلیل ریسک ها و آسیب پذیری ها، آمادگی برای مواجهه با آن ها را افزایش دهند.

در کنار رویدادها، مفهوم «ابرشغل ها» (Supra-Jobs) نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. ابرشغل ها، مشاغلی هستند که در نتیجه تحولات فناورانه و اجتماعی به وجود می آیند یا تغییر شکل می دهند و ویژگی های خاصی دارند:

  • میان رشته ای بودن: نیاز به دانش و مهارت در چندین حوزه مختلف.
  • انعطاف پذیری و سازگاری: توانایی سازگاری با تغییرات سریع.
  • حل مسئله پیچیده: تمرکز بر حل چالش های نوظهور.
  • خلاقیت و نوآوری: نقش محوری در خلق ارزش های جدید.

این کتاب به معرفی ابرشغل ها در حوزه های انرژی، دستکاری مواد و احیای انسان می پردازد. چگونگی شناسایی، خلق و برنامه ریزی برای این مشاغل آینده نگرانه، از مباحثی است که مورد توجه قرار می گیرد. این امر نه تنها برای افراد جویای کار، بلکه برای سیاست گذاران آموزشی و اقتصادی نیز حائز اهمیت است تا بتوانند نظام های آموزشی خود را برای تربیت نیروی کار آینده آماده کنند.

فصل سوم: آینده پژوهی در ایران – گذشته، حال و چالش ها

آینده پژوهی، اگرچه به عنوان یک رشته علمی مدرن شناخته می شود، اما در بستر فرهنگی و تاریخی ایران ریشه های عمیقی دارد. از دیرباز، تفکر درباره آینده، سرنوشت و تأثیر اقدامات کنونی بر فردا، در ادبیات، فلسفه و حکمت ایرانی جایگاه ویژه ای داشته است. این بخش از کتاب، به بررسی دیرینگی این دغدغه در ایران می پردازد و نشان می دهد که چگونه نیاکان ما با رویکردهای خاص خود، به آینده می اندیشیده اند.

اما توسعه آینده پژوهی به معنای مدرن و آکادمیک در ایران، با چالش های متعددی روبرو بوده است. یکی از مهم ترین چالش ها، شکاف میان نظریه و عمل است. با وجود تلاش های علمی و پژوهش های ارزشمند، کاربرد عملی یافته های آینده پژوهی در فرآیندهای تصمیم گیری و برنامه ریزی ملی، هنوز به طور کامل نهادینه نشده است. از دیگر چالش ها می توان به کمبود منابع مالی و انسانی متخصص، عدم وجود بسترهای حمایتی کافی برای پژوهش های بلندمدت و همچنین مقاومت در برابر تغییر و نوآوری اشاره کرد.

با این حال، فرصت ها و پتانسیل های بسیاری نیز برای توسعه آینده پژوهی در ایران وجود دارد. نیروی انسانی جوان و تحصیل کرده، پیشینه غنی فرهنگی و نیاز مبرم کشور به برنامه ریزی استراتژیک در مواجهه با تحولات منطقه ای و جهانی، همگی می توانند موتور محرک این توسعه باشند. رصد علم و فناوری، به ویژه در حوزه های نوظهور، برای چشم انداز آینده ایران اهمیت حیاتی دارد. این رصد کمک می کند تا کشور بتواند همگام با پیشرفت های جهانی حرکت کند، فرصت های جدید را شناسایی و از بروز چالش های احتمالی جلوگیری نماید.

فصل چهارم: آینده پژوهی؛ علم، هنر یا ترکیبی از هر دو؟

یکی از مباحث جذاب و فلسفی در حوزه آینده پژوهی، بررسی ماهیت آن است: آیا آینده پژوهی یک علم محض است که بر داده ها و تحلیل های عینی استوار است، یا یک هنر شهودی که از خلاقیت و بینش های فردی سرچشمه می گیرد، یا ترکیبی هوشمندانه از هر دو؟ این فصل از کتاب، خواننده را به یک کاوش عمیق در این پرسش اساسی دعوت می کند.

آینده پژوهان اغلب در مورد ماهیت این رشته اختلاف نظر دارند. برخی بر جنبه های علمی و روشمند آن، نظیر استفاده از مدل سازی، تحلیل روندها و داده های آماری، تأکید می کنند. از این منظر، آینده پژوهی به دنبال کشف الگوها و قوانین حاکم بر تغییرات است و نتایج آن باید قابل تکرار و اعتبارسنجی باشند.

در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که آینده پژوهی فراتر از یک علم صرف است. آن ها به نقش شهود، خلاقیت، تفکر واگرا و توانایی تصور آینده های بدیع و غیرمنتظره اشاره می کنند. از این دیدگاه، آینده پژوهی مستلزم توانایی داستان پردازی و خلق روایت هایی قانع کننده از آینده های ممکن است که این خود نیازمند ذوق هنری و تخیل قوی است. در واقع، مفهوم مجازی اصطلاحات در آینده پژوهی، ما را به این سمت سوق می دهد که کلمات را نه صرفاً به معنای لغوی، بلکه با تفسیری وسیع تر و خلاقانه تر به کار ببریم.

کتاب در این فصل به بررسی ویژگی های مشترک علم و هنر در رویکرد آینده پژوهانه می پردازد. علم، به دنبال حقیقت جویی و کشف واقعیت های عینی است. در حالی که هنر، به دنبال بیان تجربه درونی و خلق معناست. آینده پژوهی در نقطه تلاقی این دو قرار می گیرد. در حالی که به داده ها و شواهد علمی برای ترسیم آینده های محتمل متکی است، از خلاقیت هنری نیز برای تصور آینده های مطلوب و ایجاد الهام برای حرکت به سمت آن ها بهره می برد.

نقش گمانه زنی و حقیقت جویی در آینده پژوهی، دو روی یک سکه هستند. در جایی که داده ها کافی نیستند، آینده پژوه ناگزیر به گمانه زنی است، اما این گمانه زنی باید مبتنی بر دانش و بینش عمیق باشد. تأثیر واقعیت بر آینده نیز انکارناپذیر است؛ آینده ای که ما تصور می کنیم، باید ریشه هایی در واقعیت های کنونی داشته باشد. این کتاب آینده پژوهی را به عنوان یک اقدام فرارشته ای، علمی-اجتماعی و عمل گرا معرفی می کند. این بدان معناست که آینده پژوهی تنها در چارچوب یک رشته خاص نمی گنجد، بلکه نیازمند مشارکت متخصصان از حوزه های مختلف است و در نهایت، هدف آن ایجاد تغییر و بهبود در جامعه است.

فصل پنجم: مطالعات آینده و نقش آن در مدیریت (استراتژیک و بحران)

آینده پژوهی تنها یک کنجکاوی فکری نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای عمل است، به ویژه در حوزه مدیریت. این فصل از کتاب، به بررسی هم افزایی میان مطالعات آینده و فرآیندهای مدیریت استراتژیک و بحران می پردازد و نشان می دهد که چگونه مدیران می توانند با درک عمیق تر از آینده، تصمیمات بهتری اتخاذ کنند.

آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک، فرآیند تعریف جهت گیری بلندمدت یک سازمان، تدوین اهداف و تخصیص منابع برای دستیابی به آن هاست. آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک، دو حوزه کاملاً هم راستا و مکمل یکدیگر هستند. آینده پژوهی با فراهم آوردن چشم اندازی از آینده های ممکن، محتمل و مطلوب، به مدیران کمک می کند تا:

  • معضل تغییرپذیری و اطمینان در برنامه ریزی را کاهش دهند.
  • فرصت های جدید را شناسایی و از تهدیدات احتمالی پیشگیری کنند.
  • برای تغییرات محیطی و فناورانه آماده شوند و برنامه های انعطاف پذیرتری تدوین کنند.

مدیران با استفاده از رویکردهای آینده پژوهانه می توانند فرایند مدیریت استراتژیک را از یک فعالیت واکنشی به یک فرآیند فعال و پیش نگرانه تبدیل کنند. این رویکرد به سازمان ها کمک می کند تا به جای صرفاً پاسخ دادن به تغییرات، خودشان خالق آینده باشند.

مفهوم شکاف استراتژیک و شکاف دانش

کتاب به دو مفهوم کلیدی شکاف استراتژیک و شکاف دانش می پردازد که در تحلیل موقعیت رقابتی و برنامه ریزی آینده بسیار اهمیت دارند. این شکاف ها، در واقع تفاوت میان آنچه سازمان می خواهد باشد (آرمان ها و اهداف استراتژیک) و آنچه هست (واقعیت فعلی و توانمندی ها) را نشان می دهند.

کار آینده پژوهی آن است که شکاف های فرصت و عملکرد را شناسایی کند. شکاف ها نشان دهنده تفاوت های میان عملکرد رقابتی مطلوب (آینده) و عملکرد رقابتی عملی (فعلی) هستند و تفاوت میان آنچه شرکت باور دارد که باید انجام دهد (قصد و نیت استراتژیک) و آنچه می تواند انجام دهد (واقعیت فعلی شرکت) را نشان می دهند.

شکاف استراتژیک: به تفاوت میان اهداف بلندمدت و مطلوب یک سازمان با عملکرد و موقعیت فعلی آن اشاره دارد. این شکاف نشان می دهد که سازمان برای دستیابی به چشم انداز آینده خود، تا چه میزان باید تغییر کند و چه اقداماتی را انجام دهد.

شکاف دانش: به تفاوت میان دانشی که یک سازمان برای موفقیت در آینده نیاز دارد و دانش فعلی موجود در آن سازمان اشاره می کند. شناسایی این شکاف حیاتی است؛ زیرا دانش، زیربنای نوآوری و مزیت رقابتی است.

تحلیل این شکاف ها به سازمان ها کمک می کند تا محدودیت های رقابتی خود را درک کنند و حوزه هایی را که نیاز به بهبود و سرمایه گذاری منابع دارند، شناسایی نمایند. ابزارها و روش های ویژه ای برای تحلیل این شکاف ها وجود دارد، مانند متدولوژی تحلیل استراتژیک پرتفولیو که توسط نویسندگان در یک پروژه تحقیقاتی در سال ۲۰۰۰ توسعه یافت. این تحلیل ها نشان می دهد که برای ایجاد موقعیت رقابتی در آینده، منابع باید در چه حوزه هایی سرمایه گذاری شوند.

موضوعات کلیدی و دوره های زمانی مطالعه آینده

مطالعه آینده دربرگیرنده طیف وسیعی از موضوعات کلیدی است که بر سرنوشت جوامع و سازمان ها تأثیر می گذارند. از جمله این موضوعات می توان به بحران های کلان جهانی اشاره کرد که ابعاد مختلفی نظیر اقتصاد، سیاست، اجتماع، فناوری و محیط زیست را در بر می گیرد. درک روندهای جهانی در هر یک از این حوزه ها برای آینده پژوهان و مدیران ضروری است.

  • روندهای جهانی اقتصاد: شامل تغییرات در ساختارهای اقتصادی، تجارت جهانی، بازارهای مالی و توزیع ثروت.
  • روندهای جهانی سیاست: شامل تحولات ژئوپلیتیکی، ظهور قدرت های جدید، چالش های حکمرانی جهانی و تغییرات در روابط بین الملل.
  • چندپارگی اجتماعی و بازآفرینی اجتماعی: شامل تغییرات در ساختار خانواده، جوامع، فرهنگ ها و تأثیر فناوری های نو بر روابط اجتماعی.
  • روندهای بازار کار، آموزشی و یادگیری: شامل ظهور ابرشغل ها، نیاز به مهارت های جدید، آموزش های مادام العمر و تغییر پارادایم های یادگیری.
  • تغییر پارادایم های علمی و فرهنگی: شامل پیشرفت های انقلابی در علوم و فناوری و تغییرات در نظام های ارزشی و باورهای اجتماعی.

دوره های زمانی مطالعه آینده نیز می تواند از کوتاه مدت (۱-۵ سال) تا بلندمدت (۲۰ سال به بالا) متغیر باشد. انتخاب دوره زمانی مناسب به ماهیت موضوع و اهداف مطالعه بستگی دارد.

خلق آینده پویا

یکی از چالش های اصلی در آینده پژوهی، فراتر رفتن از صرفاً درک آینده و رسیدن به مرحله «خلق آینده» است. هدف سیستم های خلق آینده پویا، طراحی و اجرای راهبردهایی است که به سازمان ها و جوامع امکان می دهد تا فعالانه بر آینده خود تأثیر بگذارند و آن را مطابق با ارزش ها و آرمان های خود شکل دهند. این مفهوم با مهندسی آینده ارتباط تنگاتنگی دارد که به معنای طراحی و پیاده سازی سازوکارهایی برای هدایت آینده در جهت مطلوب است. منابع مهندسی آینده شامل دانش، فناوری، سرمایه انسانی و اراده جمعی است که همگی برای ساختن آینده ای بهتر ضروری هستند.

نتیجه گیری: چشم اندازی روشن برای آینده

کتاب «مبانی آینده پژوهی» اثری جامع و روشنگر است که با نگاهی عمیق و میان رشته ای به مفهوم آینده پژوهی می پردازد. این کتاب با تشریح تاریخچه، مفاهیم بنیادین، چالش ها و کاربردهای آینده پژوهی در مدیریت استراتژیک و بحران، ابزاری ارزشمند را در اختیار خوانندگان قرار می دهد تا بتوانند با دیدی بازتر و آگاهانه تر به استقبال آینده بروند. از جمله مهم ترین درس هایی که از این کتاب می توان آموخت، درک سه گانه آینده های ممکن، محتمل و مطلوب، اهمیت شناسایی شکاف های استراتژیک و دانش، و همچنین نقش حیاتی آینده پژوهی در خلق آینده ای پویا و مطلوب است.

این اثر نه تنها به دانشجویان و پژوهشگران، بلکه به مدیران و علاقه مندان عمومی نیز کمک می کند تا با اصول و مبانی این علم آشنا شوند و مفاهیم آن را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار گیرند. با مطالعه این کتاب، خوانندگان به این بصیرت دست می یابند که آینده از پیش تعیین شده نیست؛ بلکه می توان با تفکر، برنامه ریزی و اقدام آگاهانه، بر آن تأثیر گذاشت و آن را در مسیر رفاه و سعادت انسان ها هدایت کرد. این کتاب، در واقع دعوتی است برای مشارکت فعال در شکل دهی به فردایی بهتر.

درباره نویسندگان کتاب

کتاب «مبانی آینده پژوهی» حاصل تلاش و دانش سه تن از متخصصان و پژوهشگران برجسته این حوزه است:

  • محسن رستمی: یکی از نویسندگان اصلی کتاب، که با تخصص خود در زمینه آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک، به غنای علمی این اثر کمک شایانی کرده است.
  • عیسی کشاورز: ایشان نیز از نویسندگان همکار این کتاب هستند که با دیدگاه ها و تجربیات خود، به جامعیت و کاربردی بودن مباحث کمک کرده اند.
  • رضا خجسته: سومین نویسنده این اثر، که با تحقیقات و مطالعات خود در حوزه آینده پژوهی، به تحلیل عمیق و ارائه راهکارهای عملی در کتاب پرداخته است.

تخصص و دانش مشترک این سه نویسنده در حوزه های مرتبط با آینده پژوهی، مدیریت و علوم اجتماعی، این کتاب را به منبعی قابل اعتماد و جامع تبدیل کرده است.